بعد از مدتها...
خیلی طولانیه و هیچ مجبور نیستی نخونده کامنت بذاری. دارم از بهترین حس هام می نویسم و حداقل توقعم توجهه.

رقم بر خود به نادانی کشیدی
که نادان را به صحبت برگزیدی
طلب کردم ز دانایی یکی پند
مرا فرمود: با نادان مپیوند
که گر دانای دهری٬ خر بباشی
و گر نادانی٬ ابله تر بباشی
گلستان سعدی - باب هشتم.
و یکی از مواردی که باید بدونی و زیاد بدونی، اینه که دوست داشتن از روی ترحم تخ.می ترین نوع احساسات ِ و به هیچ دردی نمی خوره. من خودم به چند نفر احساس این مدلی دارم. دلم می سوزه براشون چون دقیق که می شم می بینم اصلا دوسشون ندارم. چون حاضر نیستم ذره ای خودمو به خاطرشون زحمت بدم.
و تو باید دقت کنی. ببینی. بشنوی. حس کنی. درک کنی. بسنجی.
و کوچکترین نشونه ای از ترحم اگه دیدی تو رفتار کسی، بذاریش کنار.
و این کنار گذاشتن فقط به خاطر وجود و شخصیت و غرور خودته.
و باید بتونی.
/
پ.ن: بی ربطه ولی عشــشــشـــشــقه:
از علی.آ کش رفتم.
هم اکنون – شبکه ۱ – پخش زنده ی مراسم برائت از مشرکین.
۱: مشرک یعنی: +
و با این معنی، باید برائت از خیلی ها اعلام بشه. خیلی ها. اگه خودمون رو مبرا بدونبم، امریکا و اسرائیلم مشرک نیستن چون خدا دارن. مام فقط می گیم خدا داریم. کی می تونه ادعا کنه حقیقتا کس دیگه رو شریک خدا نمی دونه؟
۲: اصلا بر فرض که مشرکن. به ایرانی ها چه که عین نخود باید یه جا تو صحرای عرفات جمع شن و شعار بدن: مرگ بر امریکا - مرگ بر اسرائیل ؟
خنده م می گیره با دیدنشون. فک می کردم حاجی شدن برای تذهیب نفسه. ولی مثل اینکه حاجی ها اول باید یاد بگیرن آرزوی مرگ کنن واسه دیگرون.
۳: اینهمه گفتین چی شد؟ امریکا و اسرائیلی که تو ذهنتون دارین – اون هیولا های افتاده به جون ایران و ایرانی، نزدیک ترن بهتون. نزدیک ترن. باهاتون هم وطنن. ولی کورین. نمی بینین.
۴: مجری: و حالا شما را دعوت می کنم به شنیدن پیام حضرت شخص اول...
حضار: اللااا٬ همـــ٬ صل علااا٬ محمـــــــــد٬ و آلــــــ٬ محمد/ و عجـــــل٬ فرجهم.
فک می کردم فقط با بردن اسم حضرت محمد باید صلوات بفرستم.
اوووووووووووووه لعنتی! من چقد فراموشکارم! ایشون نائب امام زمانن. حتما به اون دلیله.
اوووووووووووووه
./
پ.ن: به قول علی.آ:
تعلق خاطر هرگــــــــــــــــــــز!"

پ.ن: ممنون از بولوت عزیزم ![]()
مشکل عکسام حل شد.
...
تب و لرز. نکند می خوام بمیرم؟ من که هنوز خودم را به جایی آویزان نکرده ام!
...
باید قبل از رفتن خودم را جا بگذارم. امروز اگر چیزی از خودم باقی نگذارم چه کسی در آینده از وجود من در گذشته با خبر خواهد شد؟ اگر جای پای مرا دیگران نبینند، من دیگر نیستم. اما من نمی خواهم نباشم. نمی خواهم آمده باشم و رفته باشم و هیچ غلطی نکرده باشم. نمی خواهم مثل بیشتر آدم ها که می آیند و می روند و هیچ غلطی نمی کنند، در تاریخ بی خاصیت باشم. نمی خواهم عضو خنثای تاریخ بشریت باشم.
...
آدمی که مشهور نیست وجود ندارد. یعنی وجود دارد اما فقط برای خودش نه دیگران. و کسی که فقط بری خودش وجود داشته باشد، تنهاست. و من از تنهایی می ترسم.
روی ماه خداوند را ببوس - مصطفی مستور.
پ.ن: این چند جمله بیشترین موضوعاتی هستن که توی زندگیم حقیقتا بهشون فکر می کنم.
مذاب می کند نگاه نافذت
سنگ را
و شاد می کند امیـد بودنت
دل همیشه تنگ را
کنون کدام خسته دل
از تو بهار می شود؟
دلم همیشه در پی ات پر از
خروش انتظار می شود
در این جهان پر فغان
که یاد تو
پناه بی قراری است،
برای دیدنت ز دیده ها
چه جوی ها که جاری است...
من درک می کنم تو را
همیشه جاودان من
بیا بیا که با دَمَت
سبز شود جهان من
سبز شود
جهان پر خزان من
پ.ن: دی ماه 87 فرستاده بودمش، شهریور 88 - اونم همراه با غلطهای تایپی و جا انداختگی های فرارون کلمات٬ چاپ شد. اتفاقی دیدمش./
مجله موفقیت، شماره 172
خواب عشقبازی خرها را می دیدم
نه، یعنی،
از دور خواب عشقبازی خرها را می دیدم
آن دورها، شش جفت خر، مشغول بودند.
ترسیدم اما
نزدیک شدم
نزدیک تر
نزذیک تر
...
خر نبودند!
خر
نبودم
...
پ.ن: ترسیدم
از خواب پریدم
در آینه،
خری دیدم
آشفته
اما
خندان.
چرا؟
پ.ن: مهم نیس واسه نوشتن خر رسمی تره یا الاغ. مهم اینه که من با خر حال می کنم.
پ.ن: بولوت، پرسه و میس آدام از خواباشون نوشتن. اینم یه نمونه از خوابای من. داغ داغم هست. ۲۴ ساعتش نشده هنوز.
پ.ن: پرسه، حالا خواب کی تخ.می تره؟ تو یا من؟
میام نت٬ مزه می ریزم٬
می رم بیرون٬
هاپ هاپ می کنم.
می فرمایند* که:
+ چرا مصی؟ به خاطر کی؟ به خاطر چی؟
اصلا ارزش داره؟
- ...hmmm
نــــع!
+ پس بشو مث چند روز پیشت.
فک کن کابوس دیدی و
خلاص!
خب؟
- خب.
پ.ن: اما احوالاتم به کلی متحول شد با دیدن ِ ...
اصلا خودتون ببینید.
(با عرض پوزش از آقایون محترم٬ این صحنه شدیدا محرمانه س
)
هر خانومی از اینجا رد شد و کد خواست٬ فقط کافیه بگه.
*: وجدان خان

